شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما ز اهل عالمیم اما ز عالم فارغیماز غم و شادی و نوروز و محرم فارغیم
۲
چون گل کاغذ به رنگ خشک قانع گشته ایماز تریهای سحاب و ناز شبنم فارغیم
۳
ما به خون چون لاله داغ خویش را به می کنیماز نمک آسوده ایم از ناز مرهم فارغیم
۴
سینه را یک روز با خورشید صیقل داده ایماز غم زنگار و از اندیشه نم فارغیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth