شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیممحرم آیینه خورشید از پاس دمیم
۲
از گرانقدری درین دریا گره گردیده ایمورنه چون آب گهر ما فارغ از بیش و کمیم
۳
سروآزادیم بر ما بی بریها بار نیستبا کمال تنگدستی تازه روی و خرمیم
۴
خواهد افتادن به فکر ما سلیمان زمانگر به دست دیو نفس افتاده همچون خاتمیم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth