خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در وصالیم و ز هجران دست بر سر میزنیمما به جای نعل وارون حلقه بر در میزنیم
۲
پرفشانیهای ما در حسرت پرواز نیستدامنی بر آتش گل هردم از پر میزنیم
۳
حلقه فتراک میگردد به قصد خون مادست اگر در حلقه زلف معنبر میزنیم
۴
خضر میلیسد زمین اینجا و ما از سادگیفال آب زندگانی چون سکندر میزنیم
صفحهٔ ۱ از ۲