خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظر را تا چراغ گوشه محراب خود کردمتماشای فروغ گوهر نایاب خود کردم
۲
چه سازد با دل دریا کش من تلخی عالممکرر بحر را در کاسه گرداب خود کردم
۳
ندارد خواب عاشق ورنه من افسانه عالمبه کار چشم بیدار و دل بیخواب خود کردم
۴
از آن است تاج شاهان پایتخت اعتبار منکه از دریا قناعت چون گهر با آب خود کردم
صفحهٔ ۱ از ۲