شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زغفلت عمر خود را چون قلم صرف سخن کردمندید از برق نی ظلمی که من بر خویشتن کردم
۲
اگر می بود در دل آفتاب روشنی می شددم گرمی که من چون شمع صرف انجمن کردم
۳
زدم پای سلامت آنقدر بر سنگ از غیرتکه هر جا سنگلاخی بود رنگین چون یمن کردم
۴
اگر بر کوهکن شد نرم کوه بیستون تنهازبرق تیشه چندین سنگدل را نرم من کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth