خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردمنیم نگهت که از گل در پریشانی جدا گردم
۲
همین امید بر گرد جهان سرگشته ام داردکه او برگرد دل من گرد آن ناآشنا گردم
۳
اگر چه از جگرداری برآتش می توانم زدندارم زهره تا برگرد آن گلگون قبا گردم
۴
دری نگشود بر روی چو مهر از دربدر گشتنمگر یک چند گرد خویشتن چون آسیا گردم
صفحهٔ ۱ از ۲