خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پریشان چند در وحشتسرای آب و گل گردمدل از دنبال من گردد من از دنبال دل گردم
۲
به تعمیر تن خاکی دل من برنمیآیدکدامین رخنه را معمار ازین یک مشت گل گردم
۳
عجب دارم گذارد آه عالمسوز من فرداکه از تردامنی در حلقه پاکان خجل گردم
۴
نخواهد نقطهای از نامه اعمال من ماندنبه این عنوان اگر از روسیاهی منفعل گردم
صفحهٔ ۱ از ۲