خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به قدر آشنایان از خرد بیگانه می گردماگر خود در نیابم یک زمان دیوانه می گردم
۲
اگرچه همچو بو در زیریک پیراهنم با گلنسیمی گر وزد بر من ز خود بیگانه می گردم
۳
کباب من ز بیم سوختن بر خویش می گرددبه ظاهر گرد عالم گرچه بیدردانه می گردم
۴
به چشم قدردانان قطره دریایی است بی پایاننه کم ظرفی است گر بیخود به یک پیمانه می گردم
صفحهٔ ۱ از ۳