شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز دست خشک مرجان ناامید از بحر گردیدمز روی تلخ دریا دامن از وصل گهر چیدم
۲
میزان نظر سنگین تر آمد پله خوابمچو خواب امن را با دولت بیدار سنجیدم
۳
به آسانی نشد باز این گره چون خامه از کارمبه زیر تیغ رفتم تا ز بند آزاد گردیدم
۴
ز چوب دار، نخل میوه دارم گشت عریانترز بس از سردی بی حاصلان بر خویش لرزیدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth