شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنان سرگرمیی از شوق آن گلگون قبا دارمکه بر گل می خرامم خاراگر در زیر پا دارم
۲
کنار شوق من چون موج آسایش نمی داندبه دریا می روم دست و بغل تا دست و پا دارم
۳
اگرچه در ته یک پیرهن با ماه کنعانمبه بوی پیرهن سر در پی باد صبا دارم
۴
گره در کاکلش نگذاشت مژگان بلند اوچه خونها در جگر زان ناوک کاکل ربا دارم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth