خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برو ساقی که من در جام صهبای دگر دارمپری در شیشه از آیینه سیمای دگر دارم
۲
مرا بگذار چون نرگس خمار آلود ای ساقیکه من این جام زرین بهر صهبای دگر دارم
۳
نگردد چشم من روشن به هر خورشید رخساریمن این شمع از برای مجلس آرای دگر دارم
۴
به چشم سر و بستان تیغ زهرآلود می آیدکه من این خارخار از سرو بالای دگر دارم
صفحهٔ ۱ از ۳