خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزاران معنی پیچیده در زلف سخن دارمسر زلف سخن بی چشم زخم امروز من دارم
۲
سراپا جوهرم چون تیشه در شیرین زبانیهاعجب نبود سر پرخاش اگر با کوهکن دارم
۳
عجب نبود شود گر تنگ شکر پرده گوشمکه من در خانه خود طوطی شکرشکن دارم
۴
ز دل آرام می جویم، بخند ای یأس بر رویمکه چشم سازگاری من ز خار پیرهن دارم
صفحهٔ ۱ از ۴