خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زند پهلو به گردون کوه عصیانی که من دارمبه صد دریا نگردد پاک, دامانی که من دارم
۲
ز وحشت سایه بر گِرد من مجنون نمیگرددندارد کعبه گرد خود بیابانی که من دارم
۳
تماشای بهشت از خلوتم بیرون نمیآردبه است از جنت دربسته زندانی که من دارم
۴
ز سهمش پنجهٔ شیران چو برگ بید میلرزددرون سینه از تیرش نیستانی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۲