خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غبار خط یارم توتیا در آستین دارمبه دامن نور بینایی جلا در آستین دارم
۲
نیند این بسته چشمان لایق تشریف پیراهنو گر نه بوی یوسف چون صبا در آستین دارم
۳
به ظاهر در نظرها چون قلم گر خشک می آیمچو افتد کار بر سر گریه ها در آستین دارم
۴
مرا بی همدمی مهر لب و بند زبان گشتهوگرنه همچو نی فریادها در آستین دارم
صفحهٔ ۱ از ۳