خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دست بسته دستی در سخاوت چون سبو دارمکه چندین جام خالی را زاحسان سرخ رو دارم
۲
چه با من می تواند کرد درد و داغ ناکامیکه من دارالامانی چون دل بی آرزو دارم
۳
مرا در حلقه آزادگان این سرفرازی بسکه با بی حاصلی چون سرو خود را تازه رو دارم
۴
غبارآلود مطلب نیست چون طوطی کلام مناز آن در خلوت آیینه راه گفتگو دارم
صفحهٔ ۱ از ۳