شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۵۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن چون زلف ماتم دیدگان ژولیده زنجیرمکه چون برگ خزان دیده است روز دست تدبیرم
۲
ز اقلیم اثر برگشتن آه من نمی داندبه عنقا می رساند نسبت خود را پرتیرم
۳
اگر غافل به صید بیگناهی شست بگشایمچو زخم تازه خون گردد روان از چشم زهگیرم
۴
بلند افتاده طاق سرگرانی کعبه او راو گرنه چین کوتاهی ندارد زلف شبگیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth