خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه چون بید از تهیدستی درین گلزار می لرزمکه بر بی حاصلی می لرزم و بسیار می لرزم
۲
ز بیخوابی مرا چون چشم انجم نیست پرواییز بیم چشم بد بر دیده بیدار می لرزم
۳
در دولتسرای نیستی می آورد دهشتز بیم جان نه چون منصور زیر دار می لرزم
۴
خطر از سبزه بیگانه بسیارست گلشن راز خط بر عارض گلرنگ او بسیار می لرزم
صفحهٔ ۱ از ۵