خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز پند ناصحان بی نمک پرشور شد گوشمازین بیهوده گویان خانه زنبور شد گوشم
۲
شنیدم پوچ چندان زین سبک مغزان بی حاصلکه پوچ از مغز همچون کاسه طنبور شد گوشم
۳
من و هنگامه بیهوده گفتاران معاذاللهکه حمام زنان ز آواز پای مور شد گوشم
۴
بود صد پرده افزون از دهان مار در تلخیز گفتار شکر ریز تو تا مهجور شد گوشم
صفحهٔ ۱ از ۶