خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشمبه خاطر آنچه می گردید شد یکجا فراموشم
۲
نمی گردد ز خاطر محو چون مصرع بلند افتدشدم خاک و نشد آن قامت رعنا فراموشم
۳
چه فارغ بال می گشتم درین عالم اگر می شدغم امروز چون اندیشه فردا فراموشم
۴
ز چشم آن کس که دور افتاد گردد از فراموشانمن از خواری به پیش چشم از دلها فراموشم
صفحهٔ ۱ از ۴