خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانمبه چوب گل ادب کردی معلم در دبستانم
۲
عزیز مصرم اما در فرامشخانه چاهمگل خورشیدم اما بر کنار طاق نسیانم
۳
به گردخوان مردم چون مگس ناخوانده چون گردم؟که من در خانه خود از حیا ناخوانده مهمانم
۴
تمنای تنم چون به گرد خاطرم گردد؟که چشم شور باد در جگرخوردن نمکدانم
صفحهٔ ۱ از ۳