خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو بیدردان به روی سبزه غلطیدن نمی دانماگر گل از گریبانم دمد چیدن نمی دانم
۲
زبان شکوه ام کندست از روی گشاد اورخ آیینه با ناخن خراشیدن نمی دانم
۳
مرا بیرون بر از گردون و گلبانگ سخن بشنوزدلتنگی درون بیضه نالیدن نمی دانم
۴
قماش مردم عالم اگر این است، من دیدملباس عافیت جز چشم پوشیدن نمی دانم
صفحهٔ ۱ از ۳