خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۵۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فروغ مهر در پیشانی دیوار میبینمصفای طلعت آیینه از زنگار میبینم
۲
اگر در چاه، اگر در گوشه زندان بود یوسفز چشم دوربین من بر سر بازار میبینم
۳
نمیگردد حجاب بینش من پرده ظاهرکه در سر هر چه هر کس دارد از دستار میبینم
۴
فریب دانه نتواند مرا در دام آوردنکه از آغاز هر کار آخر آن کار میبینم
صفحهٔ ۱ از ۳