شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عالم بیخبری بود بهشت آبادمتا به هوش آمدم از عرش به فرش افتادم
۲
عشق بر باد اگر داد باکی نیستمی کشد جانب خود باز چو کاغذ بادم
۳
نیستم از کشش موجه رحمت نومیدگرچه از قلزم رحمت به کار افتادم
۴
موجه ریگ روانم که به هر جنبش بادمی زند غوطه به دریای عدم بنیادم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth