خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طمع بوسه از آن لعل شکر خا دارمخیر از خانه در بسته تمنا دارم
۲
چون قدح چشم به احسان صراحی است مراروزی خود طمع از عالم بالا دارم
۳
چه کند با جگر سوخته چندین خاردم آبی که من از آبله پا دارم
۴
نیست از ریگ روان موج نفس سوخته رالب خشکی که من از صحبت دریا دارم
صفحهٔ ۱ از ۳