خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جگری تشنه تر از وادی محشر دارمدم آبی طمع از ساقی کوثر دارم
۲
گر گهر نیست مرا، چشم گهرباری هستزر اگر نیست مرا، چهره چون زر دارم
۳
همچنان داغ غریبی جگرم می سوزدگرچه جا در دل آتش چو سمندر دارم
۴
ریزش پیر مغان نیست به خواهش موقوفچون سبو دست توقع به ته سر دارم
صفحهٔ ۱ از ۴