خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سری کوی تو آهنگ جدایی دارمبوسه ای توشه راه از تو گدایی دارم
۲
در و دیوار به نومیدی من می گریدکز سر زلف تو انداز رهایی دارم
۳
نیست غیر از نفس سوخته و دست تهیآنچه حاصل من ازین عقده گشایی دارم
۴
چشم بد دور ز رخسار تو ای باد صباکه ز احسان تو صد جان فدایی دارم
صفحهٔ ۱ از ۲