شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟در سر افتاده چو خورشید هوای سفرم
۲
پیه گرگ است که بر پیرهنم مالیدنددست چربی که کشیدند عزیزان بر سرم
۳
عیش موری ز ترشرویی من تلخ نشدنی به ناخن ز چه کردند عبث چون شکرم؟
۴
جگر سنگ به نومیدی من می سوزدآب حیوانم و از ریگ روان تشنه ترم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth