شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من که از داغ جنون ساغر سرشار کشمخاک بر فرقم اگر منت دستار کشم
۲
روی در دامن صحرای جنون می آرمچند بنشینم و خط بر رخ دیوار کشم؟
۳
مردمی مردمک چشم جهان بین من استپرده دیده خود در قدم خار کشم
۴
چشمم از نیش مکافات ز بس ترسیده استزهره ام نیست که ناخن به رگ تار کشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth