شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که چون برگ خزان دیده پریشان حالمسایه خود را به زمین می کشد از دنبالم
۲
جگر پاره ولی نعمت سی روز من استنکند دغدغه رزق پریشان حالم
۳
کیست جز آینه و آب درین قحط آبادکه کند گریه به روز سفر از دنبالم
۴
هر که را درد دلی هست به من شرح دهدهر که را بار گرانی است منش حمالم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth