شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه از وعده احسان فلک پیر شدیمنعمتی بود که از هستی خود سیر شدیم
۲
نیست زین سبز چمن کلفت ما امروزیغنچه بودیم درین باغ که دلگیر شدیم
۳
حرص در آخر پیری کمر ما را بستبا قد همچو کمان همسفر تیر شدیم
۴
گرچه از کوشش تدبیر نچیدیم گلیاینقدر بود که تسلیم به تقدیر شدیم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth