خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم امید به مژگان تر خود داریمروی خود تازه به آب گهر خود داریم
۲
صحبت ما به نگهبانی دم می گذردتیغ بر کف همه جا پشت سر خود داریم
۳
منت پرتو خورشید و پر کاه یکی استما که شمعی چو فروغ گهر خود داریم
۴
به گل ابر بهاران نبود دهقان رااین امیدی که به دامان تر خود داریم
صفحهٔ ۱ از ۵