شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۶۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگاری است ز دل نقش خودی می‌شویمراه چون سایه به پای دگران می‌پویم
۲
چون قلم گوش بر آواز دل خوش‌سخنمهرچه آید به زبانم نه ز خود می‌گویم
۳
با دل خون شده‌ام در ته یک پیرهن استیوسف گمشده‌ای کز دگران می‌جویم
۴
هست چون جوهر آیینه همان پابرجاهر قدر نقش امید از دل خود می‌شویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth