خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟بوی مشکیم، محال است که رسوا نشویم
۲
عشق ما را پی کاری به جهان آورده استادب این است که مشغول تماشا نشویم
۳
پردهٔ راز بود حرف دلیرانه زدنبا تو گستاخ از آنیم که رسوا نشویم
۴
خون برهمزن اوقات بزرگان هدر استبیحجابانه چو سیلاب به دریا نشویم
صفحهٔ ۱ از ۲