خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۶۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برون نیامده از برگ بی ثمر شده امخبر نیافته از خویش بیخبر شده ام
۲
مرا ز سنگ ملامت چو نیست آزادیازین چه سود که چون سرو بی ثمر شده ام
۳
به گرد کعبه مقصود اگر نگردیدمبه این خوشم که درین راه پی سپر شده ام
۴
اگر رسد به سرم بی خبر چه خواهم شدکه از رسیدن پیغام بیخبر شده ام
صفحهٔ ۱ از ۳