خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به توبه راهنمون گشت باده نابمکمند دولت بیدار شد رگ خوابم
۲
مرا به گوشه ظلمت سرای خود ببریدکه زخم دیده نمکسود شد ز مهتابم
۳
به پای خم برسانید سجده ای از منکه زنده در ته دیوار کرد محرابم
۴
چه عقده وا شود از دل به زهد خشک مراچه دانه خرد کند آسیای بی آبم
صفحهٔ ۱ از ۳