خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر دو روز درین تیره خاکدان ماندمگمان مبر که ز پرواز لامکان ماندم
۲
به بازگشت رفیقان امیدها دارماگر چه خفته به دنبال کاروان ماندم
۳
به بوی وصل گل از آشیان سفر کردمبه وصل گل نرسیدم ز آشیان ماندم
۴
من کناره طلب را که چشم بندی کردکه همچو نقطه پرگار در میان ماندم
صفحهٔ ۱ از ۳