خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندمچو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم
۲
مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دورکه من به یک نگه دور از تو خرسندم
۳
اگر علاقه به مجنون من ندارد عشقچرا از چشم غزالان کند نظربندم
۴
چو سرو و بید ز بی حاصلی کفایت منهمین بس است که آسوده دل ز پیوندم
صفحهٔ ۱ از ۲