خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جمال یوسف ازین تیره خاکدان دیدمعبیر پیرهن از گرد کاروان دیدم
۲
ربود خواب ترا در کنارم از مستیترا چنان که دلم خواست آنچنان دیدم
۳
جز این که آب شدم دست شستم از هستیدگر چه بهره چو شبنم زگلستان دیدم
۴
ز شست صاف نشد تیر راست را روزیگشایشی که من از خانه چون کمان دیدم
صفحهٔ ۱ از ۳