خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جرم این که متاع هنر بود بارمیکی ز گرد کسادی خوران بازارم
۲
گهر شود به نهانخانه صدف پنهانز غیرت گهر آبدار گفتارم
۳
چه عرض گوهر خوش آب و رنگ خویش دهمکه مرده خون به رگ رغبت خریدارم
۴
مگر فلک ز شفق دست در حنا داردکه عقده ای نگشاید ز رشته کارم
صفحهٔ ۱ از ۳