خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حرف و صوف ز لب مهر از چه بردارمکه پیش تیغ حوادث همین سپر دارم
۲
درین ریاض من آن عندلیب دلگیرمکه در بهار سر خود به زیر پر دارم
۳
سپهر مجمر و انجم سپند می گردداگر برون دهم آهی که در جگر دارم
۴
مرا از زخم زبان نیست غم ز دل سیهیچو خون مرده فراغت ز نیشتر دارم
صفحهٔ ۱ از ۳