خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بیم هجر شب وصل یار می لرزممیان بحر ز بیم کنار می لرزم
۲
یکی است نسبت هجران و وصل با دل منبه یک قرار من بیقرار می لرزم
۳
زمین ز زلزله برخود چنان نمی لرزدکه من ز جلوه آن شهسوار می لرزم
۴
شود ز سبزه بیگانه خون گل پامالز خط سبز بر آن گلعذار می لرزم
صفحهٔ ۱ از ۴