خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر چه در چمن روزگار خار و خسمچو لاله داغ بود گل ز گرمی نفسم
۲
درین ریاض من آن بلبلم که می آیدصدای خنده گل از شکستن قفسم
۳
به جرم هرزه درایی مرا ز باغ مرانکه آرمیده تر از بوی گل بود نفسم
۴
چنان گزیده مرا آستین فشانی خلقکه التفات به شکر نمی کند مگسم
صفحهٔ ۱ از ۳