خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سرمگی سوی آن خاک پا نمی بینمبه چشم کم طرف توتیا نمی بینم
۲
چه لازم است که خود را سبک کنم چون کاهچو رنگ جاذبه در کهربا نمی بینم
۳
نسیم صبحم و کارم دریدن جیب استبه تنگ گیری بند قبا نمی بینم
۴
چه لازم است بر آیینه مشق بوسه کنمچو نقش خویش در آن نقش پا نمی بینم
صفحهٔ ۱ از ۳