خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آن نیم که به گلشن به اختیار روممگر زبیخبریها به بوی یار روم
۲
به آب و رنگ مرا نوبهار نفریبدبه ذوق داغ مگر سوی لاله زار روم
۳
دلم گرفت ازین سایه های پا به رکاببه زیر سایه آن سرو پایدار روم
۴
خمار موجه من از کنار افزون شدبغل گشاده به دریای بیکنار روم
صفحهٔ ۱ از ۳