شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۷۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه امصحرای محشری است سیه پوش سینه ام
۲
درد ترا نکرده فراموش سینه امچون خم به زیر خاک زند جوش سینه ام
۳
طوفان جلوه تو چو در دل گذر کنددریا شود ز موجه آغوش سینه ام
۴
از خون نوح آب خورد تیغ موجه اشآن بحر را که ساخته خس پوش سینه ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth