شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۷۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب به آه سرد ره خواب می‌زدمدر کوی یار، سیر چو مهتاب می‌زدم
۲
در جام دیده پاره دل می‌گداختمجولانگه خیال ترا آب می‌زدم
۳
مژگان به هم رساندنم از بی‌غمی نبودهر لحظه نیشتر به رگ خواب می‌زدم
۴
فکر دهان تنگ توام داشت در میانتا صبح بی‌پیاله می ناب می‌زدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth