خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۷۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از خاکیان ز صافی طینت جدا شدماز دست روزگار برون چون دعا شدم
۲
آورد روی عشرت روی زمین به منتا قانع از جهان به مقام رضا شدم
۳
چون آب تیغ بود وفادار، شبنممآویختم به دامن گل بیوفا شدم
۴
دست نسیم و پای صبا در نگار بوددر گلشنی که من به هوای تو وا شدم
صفحهٔ ۱ از ۲