شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۸۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خط تو ریشه در رگ جان می دواندمخال تو تخم مهر به دل می فشاندم
۲
این شرم نارسا که نگهبان حسن توستاز بهر یک دو بوسه بجان می رساندم
۳
دانم همین که می کشدم دل به خاک و خونآگاه نیستم که کجا می کشاندم
۴
دارم اگر چه دست به معشوق در کمرحیرت همان به کوه و کمر می دواندم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth