خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با درد خشک ساخته ام، از دوا ترمچشم غبار دیده ام، از توتیا ترم
۲
در آفتابروی قناعت نشسته اماز سایبان منت بال هما ترم
۳
ای سیل بگذر از سر ویرانیم که مناز نقش پای ریگ روان بی بقا ترم
۴
جرم مرا چو اشک میاور به روی منکز جبهه تا (به) نقش قدم از حیا ترم
صفحهٔ ۱ از ۲