خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۸۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گریه شبانه فزاید جلای چشمباشد ز اشک گرم چراغ سرای چشم
۲
اجزای حسن زیر و زبر می شود ز خطجز پیشگاه جبهه و دولتسرای چشم
۳
از قید خط و زلف امید نجات هستبیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم
۴
از باز چشم بسته نیاید اگر شکارچون می برد ز اهل نظر دل حیای چشم؟
صفحهٔ ۱ از ۲